تبليغاتX
گروه مدیحه سرایی ذاکرین

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


 



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


http://www.islamupload.ir/user_uploads/iumehran29349a7/kermanshah.docx

جوانی با چاقو وارد مسجد شد وفریاد زد که آیا در بین شما مسلمانی هست یا نه؟

 همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردندو سکوت در مسجد حکمفرما شد.بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخاست و گفت:

آری من مسلمانم.

جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت : با من بیاو پیرمرد با او از مسجد بیرون رفتندو دور شد. مرد جوان با اشاره به گله گوسفندی گفت: که تصمیم دارد همه آنها را قربانی کندو بین فقرا تقسیم کند.وبه کمک احتیاج دارد.

پیرمردو مرد جوان مشغول بکار شدندپس از مدتی پیرمرد خسته شد و رو به جوان گفت:که به مسجد باز گردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد

جوان باچاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و مجددا پرسید:آیا مسلمان دیگری در بین شما هست؟؟

افراد داخل مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را به قتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند .پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت:چرا نگاه می کنید به عیسی مسیح قسم کسی با چند رکعت نماز مسلمان نمی شود ....

برگرفته از وبلاگ ساقی


 توسط جانم فدای سیدعلی جانم در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ساعت 8:12

هنگامى كه پيامى آمد

قبل از باز كردن پيام صلوات بفرستيد

و قبل از خواندن پيام بسم الله الرحمن الرحيم بگوييد

تا برايتان ملكه شود.

(استاد هاشمى)


 توسط جانم فدای سیدعلی جانم در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ساعت 11:21


بعد از يك دوره كوتاه مدت دوباره سلام ... به نظر شما اينجا كجاست ؟ جملات زيباتون رو در مورد اين تصوير برا آقا بنويسيد . در ضمن مطلب استفاده شده از وبلاگ استاد عزيزم حاج منصور پور شيخ هست ...


 توسط جانم فدای سیدعلی جانم در سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ساعت 8:36
روزهاى سال، به طور طبيعى و به خودى خود همه مثل همند؛ اين انسانها هستند، اين اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست كه يك روزى را از ميان روزهاى ديگر برميكشد و آن را مشخص ميكند، متمايز ميكند، متفاوت ميكند و مثل يك پرچمى نگه ميدارد تا راهنماى ديگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى ديگر فرقى ندارد؛ اين حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز جان ميدهد، معنا ميدهد، او را تا عرش بالا ميبرد؛ اين مجاهدتهاى ياران حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز، اين خطورت و اهميت را ميبخشد. روز نوزدهم دى هم همين جور است، روز نهم دىِ هم از همين قبيل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ اين مردمند كه ناگهان با يك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكيل داد؛ يعنى برخاسته ى از بصيرت است، از دشمن‌‌‌‌‌شناسى است، از وقت‌‌‌‌‌شناسى است، از حضور در عرصه ى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمايز ميكنند.


 توسط جانم فدای سیدعلی جانم در یکشنبه چهارم دی 1390 ساعت 11:58

عادت شبگردی دارم. ربطی هم به سرما و گرما ندارد. همین عادت با رفتگر محله آشنایم کرد؛ قبلتر تعریفش را کرده بودم. چند وقت پیش که سوز سرمای پایتخت استخوان‌ترکان شده بود، شبی باز به سرم زد. با شال و کلاه و هر چیزی که سپر سرما می‌شد، حاضر یراق شدم و رفتم شبگردی.

پیرمرد عزیز جارو به‌دست را دیدم. جارویش لم داده به دیوار بود و آستین‌هایش بالازده. من که رسیدم از یک بطری داشت آب خالی می کرد توی مشت دست راستش. وسط‌ وضو بود انگار. حتی فکر آستین بالازدن و خیس شدن هم لرز به تنم انداخت.

همان دورترک ایستادم. فکر کردم حتما گوشه‌کناری می خواهد نمازی بخواند اما در بطری را که بست رفت سراغ جارو . خرت‌خرت کنان مشغول زمین شد.

جلو رفتم و سلام و حال و احوال کردیم. گیر دادم به وضویش در آن سرمای بی‌مروت. خندید. آخرش که دید دست بر نمی‌دارم گفت «اینجا مگر کشور امام زمان نیست؟» گفتم «هست». گفت «مگر اینجا پایتختش نیست؟» سر تکان دادم که بله. گفت «حالا با چه رویی خیابان‌های این شهر را که اسم آن صاحب رویش است بی‌وضو جارو بزنم؟ بی‌معرفتی نیست؟».

وقتی می‌رفتم خانه صدای پیرمرد و آن حرفها می‌آمد توی سرم. پس‌زمینه‌اش هم شده بود ترق ترق دندان‌هایم که شده بودند سرما سنج.

برگرفته از وبلاگ رمز عبور


 توسط جانم فدای سیدعلی جانم در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 16:50
بنر نیک اس ام اس